جیم سایمنز؛ نابغه‌ای که با ریاضیات و الگوریتم‌ها موفق‌ترین صندوق سرمایه‌گذاری جهان را ساخت

جیم سایمنز؛ نابغه‌ای که با ریاضیات و الگوریتم‌ها موفق‌ترین صندوق سرمایه‌گذاری جهان را ساخت

اگر از فعالان بازارهای مالی باشید، احتمالاً نام وارن بافت، جورج سوروس یا ری دالیو را بارها شنیده‌اید. اما فردی وجود دارد که از نظر بازده سرمایه‌گذاری، حتی از تمام این اسطوره‌ها نیز عملکرد بهتری داشته است؛ جیم سایمنز.

او نه یک تحلیلگر بنیادی بود، نه معامله‌گری که تصمیم‌هایش را بر اساس احساسات یا اخبار بازار بگیرد. سایمنز یک ریاضی‌دان برجسته بود که باور داشت رفتار بازار را می‌توان با داده، آمار و الگوریتم‌های کامپیوتری تحلیل کرد. همین دیدگاه باعث شد شرکت رنسانس تکنولوژیز و صندوق افسانه‌ای مدالیون را بنیان‌گذاری کند؛ صندوقی که طی سه دهه، به طور میانگین سالانه حدود ۶۶ درصد بازدهی قبل از کارمزد ثبت کرد و به موفق‌ترین صندوق سرمایه‌گذاری تاریخ تبدیل شد.

داستان زندگی جیم سایمنز تنها روایت یک سرمایه‌گذار موفق نیست؛ بلکه نمونه‌ای از قدرت علم، تفکر داده‌محور و اعتماد به مدل‌های ریاضی در دنیای مالی است.


جیم سایمنز؛ مردی که نگاه وال‌استریت را تغییر داد

در دنیای سرمایه‌گذاری، کمتر فردی توانسته است عملکردی در حد جیم سایمنز ثبت کند. او بنیان‌گذار شرکت رنسانس تکنولوژیز بود؛ شرکتی که صندوق پوشش ریسک مدالیون را مدیریت می‌کرد.

عملکرد این صندوق حیرت‌انگیز بود. بین سال‌های ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۸، مدالیون بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سود ایجاد کرد و میانگین بازده سالانه آن پیش از کسر کارمزدها به حدود ۶۶ درصد رسید. پس از کسر کارمزد نیز بازده سالانه نزدیک به ۳۹ درصد باقی ماند؛ عددی که همچنان از بسیاری از صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشهور جهان بالاتر است.

برای درک بهتر این عملکرد کافی است بدانید اگر فردی در سال ۱۹۸۸ تنها ۱۰۰ دلار در صندوق مدالیون سرمایه‌گذاری می‌کرد، ارزش سرمایه او پس از ۳۰ سال به حدود ۳۹۸٫۷ میلیون دلار می‌رسید.

نکته جالب این بود که سایمنز برخلاف اغلب مدیران سرمایه‌گذاری، معامله‌گران مشهور یا تحلیلگران وال‌استریت را استخدام نمی‌کرد. بیشتر اعضای تیم او را ریاضی‌دانان، فیزیک‌دانان، متخصصان علوم کامپیوتر و دانشمندان تشکیل می‌دادند؛ افرادی که بسیاری از آن‌ها حتی سابقه فعالیت در بازار سرمایه نداشتند.

از دید سایمنز، بازار مجموعه‌ای از الگوهای آماری بود که باید با داده و الگوریتم کشف می‌شد، نه با حدس و احساس.


کودکی نابغه‌ای که عاشق اعداد بود

جیمز هریس سایمنز در ۲۵ آوریل ۱۹۳۸ در شهر بروکلاین، نزدیک بوستون، متولد شد. از همان سال‌های نخست زندگی، علاقه او به ریاضیات کاملاً مشهود بود.

در سه‌سالگی می‌توانست برخی محاسبات عددی را انجام دهد و در چهار سالگی ذهنش درگیر مسائل فلسفی و ریاضی مانند پارادوکس‌های زنون شده بود.

وقتی در هشت‌سالگی پزشک خانواده به او پیشنهاد کرد در آینده پزشک شود، پاسخ داد:

«من می‌خواهم ریاضی‌دان یا دانشمند شوم.»

پزشک به او گفت که در ریاضیات پول چندانی وجود ندارد، اما سایمنز در آن زمان پاسخ داد که پول برایش اهمیتی ندارد؛ جمله‌ای که بعدها مسیر زندگی او را به شکلی متفاوت رقم زد.

او وارد دانشگاه MIT شد و در رشته ریاضیات تحصیل کرد. به دلیل سطح علمی بالا، بخشی از دروس سال اول را به صورت جهشی گذراند. هرچند در ابتدا در درس جبر انتزاعی با مشکل مواجه شد، اما تابستان همان سال را صرف مطالعه کرد و توانست به یکی از دانشجویان برتر کلاس تبدیل شود.

پس از دریافت مدرک کارشناسی از MIT، تحصیلات خود را در دانشگاه برکلی ادامه داد و همان دوران نخستین تجربه‌های سرمایه‌گذاری خود را با معاملات آتی سویا آغاز کرد.

در زندگی شخصی اما روزهای سختی را پشت سر گذاشت. سایمنز دو بار ازدواج کرد و در طول زندگی، دو فرزند خود را در حوادثی تلخ از دست داد. او بعدها بارها اشاره کرد که در حالی که زندگی حرفه‌ای‌اش سرشار از موفقیت بود، زندگی شخصی‌اش با غم‌های بزرگی همراه شد.


بیشتر بخوانید:  استراتژی و مدل کسب‌وکار برکشایر هاتاوی؛ چگونه وارن بافت یکی از موفق‌ترین هلدینگ‌های جهان را ساخت؟


رمزگشایی در جنگ سرد؛ جایی که ذهن داده‌محور سایمنز شکل گرفت

پس از تدریس در دانشگاه‌های MIT و هاروارد، جیم سایمنز در سال ۱۹۶۴ تصمیم گرفت مسیر متفاوتی را انتخاب کند. او به مؤسسه تحلیل‌های دفاعی (IDA)، نهادی وابسته به آژانس امنیت ملی آمریکا، پیوست تا روی پروژه‌های رمزگشایی پیام‌های اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد کار کند.

این شغل تنها یک موقعیت تحقیقاتی نبود؛ بلکه نقطه عطفی در شکل‌گیری تفکر سرمایه‌گذاری سایمنز محسوب می‌شد. او هر روز با حجم عظیمی از داده‌های به‌ظاهر بی‌معنا روبه‌رو بود و باید با کمک مدل‌های ریاضی و الگوریتم‌ها، الگوهای پنهان را استخراج می‌کرد.

در IDA ابتدا یک استراتژی طراحی می‌شد، سپس الگوریتمی برای اجرای آن نوشته می‌شد و در نهایت نتایج بارها آزمایش می‌شدند. همین چرخه «فرضیه، مدل‌سازی، آزمایش و اصلاح» بعدها به هسته اصلی روش سرمایه‌گذاری سایمنز تبدیل شد.

جالب اینکه خودش بعدها اعتراف کرد برنامه‌نویس خوبی نبود و در نوشتن کد به همکارانش متکی بود، اما در طراحی الگوریتم‌ها و یافتن الگوها استعداد فوق‌العاده‌ای داشت. او بعدها گفت:

«در آن دوران فهمیدم که طراحی الگوریتم و آزمایش آن‌ها با کامپیوتر، کاری است که واقعاً از انجامش لذت می‌برم.»

پس از بیش از سه سال فعالیت، به دلیل اعتراض علنی به جنگ ویتنام از این مجموعه اخراج شد. هرچند این اتفاق در آن زمان برایش تلخ بود، اما در عمل مسیر ورود او به دنیای سرمایه‌گذاری را هموار کرد.


از دانشگاه تا وال‌استریت؛ تولد ایده‌ای که بازار را متحول کرد

حتی زمانی که در IDA مشغول فعالیت بود، سایمنز اوقات فراغت خود را صرف مطالعه بازارهای مالی می‌کرد. او همراه سه همکار دیگر سیستمی طراحی کرد که به اعتقادشان می‌توانست سالانه بیش از ۵۰ درصد بازدهی ایجاد کند.

نکته مهم این بود که این سیستم برخلاف روش‌های رایج، به دنبال توضیح چرایی رفتار بازار نبود.

بیشتر سرمایه‌گذاران آن زمان اخبار اقتصادی، وضعیت شرکت‌ها، گزارش‌های مالی و تحلیل‌های بنیادی را بررسی می‌کردند. اما سایمنز اعتقاد داشت لازم نیست بدانیم چرا بازار حرکت می‌کند؛ کافی است بتوانیم الگوهای تکرارشونده را شناسایی کنیم و از آن‌ها بهره ببریم.

یکی از ابزارهای مهم مورد استفاده او، مدل پنهان مارکوف (Hidden Markov Model) بود؛ مدلی آماری که امکان شناسایی حالت‌های پنهان یک سیستم را از روی داده‌های قابل مشاهده فراهم می‌کند.

او بازار را شبیه یک بازی احتمالاتی می‌دید. همان‌طور که یک بازیکن حرفه‌ای پوکر از روی رفتار رقیب وضعیت ذهنی او را حدس می‌زند، سرمایه‌گذار نیز می‌تواند از روی رفتار قیمت‌ها به وضعیت پنهان بازار برسد.

این نگاه بعدها پایه‌گذار بسیاری از روش‌های نوین سرمایه‌گذاری کمی (Quantitative Investing)، سرمایه‌گذاری عاملی و معاملات الگوریتمی شد؛ روش‌هایی که امروزه بخش بزرگی از معاملات بازارهای مالی جهان را تشکیل می‌دهند.


تأسیس رنسانس تکنولوژیز و تولد صندوق افسانه‌ای مدالیون

در سال ۱۹۷۸، جیم سایمنز تصمیم گرفت دنیای دانشگاه را برای همیشه ترک کند و شرکت سرمایه‌گذاری خود را با نام مانی‌متریکس (Monemetrics) راه‌اندازی کند؛ نامی که از ترکیب دو واژه Money و Econometrics ساخته شده بود.

هدف او ساده اما بلندپروازانه بود:

استفاده از ریاضیات و تحلیل داده برای کسب سود از بازارهای مالی.

کمی بعد نام شرکت به رنسانس تکنولوژیز (Renaissance Technologies) تغییر یافت؛ شرکتی که بعدها به یکی از مرموزترین و موفق‌ترین مؤسسات سرمایه‌گذاری جهان تبدیل شد.

برخلاف شرکت‌های سرمایه‌گذاری سنتی، سایمنز به جای استخدام تحلیلگران مالی، سراغ ریاضی‌دانان، فیزیک‌دانان، متخصصان آمار و علوم کامپیوتر رفت. مأموریت آن‌ها تحلیل میلیون‌ها داده تاریخی و یافتن روابط آماری بود که سایر فعالان بازار قادر به مشاهده آن نبودند.

یکی از نخستین اعضای کلیدی این تیم لئونارد بائوم بود؛ ریاضی‌دانی که پیش‌تر در IDA با سایمنز همکاری داشت. بائوم الگوریتمی طراحی کرد که بر اساس شکست یا عبور قیمت از خطوط روند، زمان خرید و فروش را پیشنهاد می‌داد.

رنسانس در ابتدا روی معاملات ارز، کالا و اوراق قرضه تمرکز داشت و عمداً وارد بازار سهام نشد؛ زیرا معتقد بود تحلیل سهام به دلیل تفاوت‌های بنیادین شرکت‌ها پیچیدگی بسیار بیشتری دارد.


صندوق مدالیون؛ موفق‌ترین صندوق سرمایه‌گذاری تاریخ

سایمنز همیشه رؤیای ساخت سیستمی را داشت که بدون دخالت احساسات انسانی معامله کند.

اما در دهه ۱۹۸۰ قدرت پردازش رایانه‌ها هنوز برای اجرای کامل چنین سیستمی کافی نبود. به همین دلیل، تصمیم‌های معاملاتی ترکیبی از خروجی مدل‌های ریاضی و قضاوت مدیران بود.

این وابستگی به انسان‌ها هزینه سنگینی برای شرکت داشت. در سال ۱۹۸۴، یکی از مدیران حجم بزرگی از اوراق قرضه را بیش از حد نگه داشت و زیان قابل‌توجهی به شرکت وارد شد؛ اتفاقی که حتی سایمنز را تا مرز تعطیلی رنسانس پیش برد.

پس از این تجربه، او بیش از گذشته به حذف دخالت انسان از فرآیند تصمیم‌گیری اعتقاد پیدا کرد.

در ادامه، جیمز اکس به تیم اضافه شد و پروژه جمع‌آوری داده‌های تاریخی از دهه ۱۸۰۰ آغاز شد. حجم عظیمی از اطلاعات وارد رایانه‌ها شد تا الگوهایی کشف شوند که هیچ تحلیلگر انسانی قادر به مشاهده آن‌ها نبود.

در همین دوران، صندوق پوشش ریسک مدالیون (Medallion Fund) متولد شد؛ نامی که از مدال‌های معتبر ریاضی اعضای مؤسس الهام گرفته شده بود.

سال‌های ابتدایی صندوق آسان نبود، اما با پیشرفت توان پردازشی رایانه‌ها و بهبود الگوریتم‌ها، نقطه عطف واقعی در اوایل دهه ۱۹۹۰ رقم خورد.

در سال ۱۹۹۵، سایمنز دو متخصص مشهور شرکت IBM یعنی رابرت مرسر و پیتر براون را جذب کرد. این دو پیش‌تر در زمینه تبدیل گفتار به متن و مدل‌های احتمالاتی زبان فعالیت می‌کردند و همان منطق را برای تحلیل رفتار بازار به کار گرفتند.

نتیجه، طراحی یک سیستم معاملاتی بسیار پیشرفته با حدود ۵۰۰ هزار خط کد بود؛ سیستمی که توانست بازار سهام را نیز به فهرست معاملات رنسانس اضافه کند.

در سال ۲۰۰۰ و هم‌زمان با ترکیدن حباب دات‌کام، زمانی که بسیاری از شرکت‌های فناوری سقوط کردند، صندوق مدالیون بازدهی خیره‌کننده ۹۸٫۵ درصدی را ثبت کرد؛ عملکردی که جایگاه آن را به عنوان موفق‌ترین صندوق سرمایه‌گذاری تاریخ تثبیت کرد.


بیشتر بخوانید:   سرمایه‌گذاری خصوصی در منابع طبیعی چیست و چه مزایا و ریسک‌هایی دارد؟


راز موفقیت رنسانس؛ چرا هیچ‌کس نتوانست مدالیون را تکرار کند؟

با وجود اینکه سرمایه‌گذاری کمی (Quantitative Investing) امروز به یکی از رایج‌ترین روش‌های مدیریت سرمایه در جهان تبدیل شده است، هنوز هیچ صندوقی نتوانسته عملکردی مشابه مدالیون ثبت کند.

بخش بزرگی از موفقیت رنسانس تکنولوژیز همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. کارکنان این شرکت اجازه ندارند درباره مدل‌ها، الگوریتم‌ها یا روش‌های معاملاتی آن صحبت کنند و بسیاری از جزئیات فعالیت صندوق همچنان محرمانه باقی مانده است.

با این حال، جیم سایمنز بارها به یک اصل اساسی اشاره کرده بود:

«هرگز به مدل پشت نکن.»

او اعتقاد داشت اگر یک مدل ریاضی پس از آزمون‌های متعدد اعتبار خود را ثابت کرده است، نباید هنگام وقوع نوسانات بازار آن را کنار گذاشت. بسیاری از سرمایه‌گذاران زمانی که چند معامله ناموفق را تجربه می‌کنند، استراتژی خود را تغییر می‌دهند؛ اما سایمنز دقیقاً برعکس عمل می‌کرد و به خروجی مدل‌های آماری وفادار می‌ماند.

از سوی دیگر، فرهنگ کاری رنسانس نیز متفاوت بود. در این شرکت خبری از تصمیم‌های هیجانی، شایعات بازار یا تحلیل‌های احساسی نبود. همه چیز با روش علمی پیش می‌رفت:

  • فرضیه مطرح می‌شد.
  • داده‌های تاریخی جمع‌آوری می‌شد.
  • مدل طراحی می‌شد.
  • نتایج بارها آزمایش می‌شد.
  • تنها در صورت اثبات آماری، مدل وارد معاملات واقعی می‌شد.

سایمنز باور داشت رفتار انسان‌ها در بازارهای مالی کاملاً تصادفی نیست و بسیاری از الگوهای رفتاری سرمایه‌گذاران بارها تکرار می‌شود. بنابراین اگر داده کافی در اختیار داشته باشید، می‌توانید این الگوها را شناسایی و از آن‌ها برای تصمیم‌گیری استفاده کنید.

امروزه نیز رنسانس تکنولوژیز با حدود ۳۰۰ کارمند، از جمله نزدیک به ۹۰ پژوهشگر دارای دکترای ریاضیات، فیزیک، علوم کامپیوتر و رشته‌های مرتبط فعالیت می‌کند و زیرساخت پردازشی آن روزانه ده‌ها ترابایت داده را تحلیل می‌کند.


میراث جیم سایمنز؛ از ثروت میلیاردی تا حمایت از علم

جیم سایمنز در سال ۲۰۰۹ از مدیریت روزانه رنسانس تکنولوژیز کناره‌گیری کرد، اما همچنان یکی از سهام‌داران اصلی شرکت باقی ماند. او بخش بزرگی از سال‌های پایانی عمر خود را صرف فعالیت‌های علمی و خیریه کرد.

او و همسرش مریلین سایمنز در سال ۱۹۹۴ «بنیاد سایمنز» را تأسیس کردند؛ بنیادی که مأموریت آن حمایت از پژوهش‌های بنیادی در حوزه‌هایی مانند:

  • ریاضیات
  • فیزیک
  • علوم کامپیوتر
  • علوم اعصاب
  • زیست‌شناسی

بود.

سایمنز همچنین از تأسیس مؤسسه فلت‌آیرن (Flatiron Institute) حمایت کرد؛ مرکزی که پژوهشگران علوم محاسباتی در آن روی پروژه‌های پیچیده‌ای مانند اخترفیزیک، هوش مصنوعی، زیست‌شناسی محاسباتی و فیزیک کوانتومی کار می‌کنند.

برآوردها نشان می‌دهد او در طول زندگی خود بیش از ۶ میلیارد دلار صرف امور خیریه کرد و به یکی از بزرگ‌ترین نیکوکاران آمریکا تبدیل شد.

یکی از جملات طنزآمیز و معروف او درباره فعالیت‌های خیریه این بود:

«من فقط پول درمی‌آورم و مریلین همه آن را می‌بخشد.»


جمع‌بندی

جیم سایمنز ثابت کرد موفقیت در بازارهای مالی الزاماً از دل تحلیل‌های سنتی، اخبار اقتصادی یا تجربه چند ده‌ساله معامله‌گری به دست نمی‌آید. او با ذهن یک ریاضی‌دان به بازار نگاه کرد و به جای پیش‌بینی اخبار، به دنبال کشف الگوهای آماری در داده‌ها رفت.

تأسیس رنسانس تکنولوژیز و صندوق مدالیون، آغازگر عصر جدیدی در سرمایه‌گذاری کمی و معاملات الگوریتمی بود؛ رویکردی که امروزه بخش مهمی از معاملات بازارهای مالی جهان را تشکیل می‌دهد.

شاید مهم‌ترین درس جیم سایمنز برای سرمایه‌گذاران این باشد که تصمیم‌های موفق، بیش از آنکه حاصل احساسات باشند، نتیجه نظم، داده، آزمون و پایبندی به یک فرآیند علمی هستند.


سوالات متداول

جیم سایمنز چه کسی بود؟

جیم سایمنز ریاضی‌دان آمریکایی، بنیان‌گذار شرکت رنسانس تکنولوژیز و خالق صندوق سرمایه‌گذاری مدالیون بود که به عنوان موفق‌ترین مدیر صندوق پوشش ریسک تاریخ شناخته می‌شود.

صندوق مدالیون چه تفاوتی با سایر صندوق‌ها دارد؟

مدالیون با استفاده از مدل‌های ریاضی، داده‌های عظیم و الگوریتم‌های معاملاتی فعالیت می‌کند و طی سال‌های ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۸ به طور میانگین حدود ۶۶ درصد بازده سالانه قبل از کارمزد ثبت کرده است.

چرا جیم سایمنز معامله‌گران وال‌استریت را استخدام نمی‌کرد؟

او معتقد بود ریاضی‌دانان، فیزیک‌دانان و متخصصان علوم کامپیوتر در کشف الگوهای آماری عملکرد بهتری دارند و می‌توانند مدل‌های دقیق‌تری برای تحلیل بازار طراحی کنند.

آیا امروز امکان سرمایه‌گذاری در صندوق مدالیون وجود دارد؟

خیر. این صندوق از سال ۱۹۹۳ پذیرش سرمایه‌گذاران جدید را متوقف کرده و از سال ۲۰۰۵ فقط کارکنان رنسانس تکنولوژیز و خانواده‌های آن‌ها امکان سرمایه‌گذاری در آن را دارند.

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

0 0
امتیازدهی به مقاله
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها